مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 33
امام رضا (ع) و بني عباس : تاكنون اجمالاً با نحوه پيدايش ساسله اي بنام بني العباس آشنا شديم و دانستيم كه اينان انسانهاي جاه طلب و دنيا پرستي بودند كه منافقانه قدرت را بدست گرفته و براي حفظ آن از هيچ جنايت و خيانتي خودداري نكرده و عليرغم اينكه خود را پسر عم رسول اكرمو ائمه مي دانستند،اما همانند امويان دست به خون پاكترين و شريفترين انسانها همچون ائمه (ع)يا يزيد و هزاران بيت المال مسلمانان ،حقوق جامعه را در راه عيش و نوشهاي خود و اطرافيان ضايع نمودند.حال بايد وارد موضوع اصلي اين نوشتار يعني مسئله ولايتعهد حضرت رضا(ع)شويم و ببينيم چگونه از ميان سلاله ي خون ريز و سفاكي ،فردي همچون مأمون حاضر مي شود خلافت و يا ولايتعهد را در اختيار دشمن و رقيب سرسخت خود قرار دهد.براي تبيين بهتر و جامع تر اين موضوع لازم است به روند پيشامدهائي كه منجر به قدرت رسيدن مأمون شد،بپردازيم. امام رضا (ع)در زمان هارون: هارون فرزند مهدي و پنجمين خليفه ي عباسي بود كه در سال 170 بعد از برادرش هادي بخلافت رسيد.قبلاً با رفتار او با امام كاظم (ع) آشنا شديم.امام رضا (ع) بعد از شهادت امام كاظم آشكارا امامت خود را اعلام نمود و ترس و ملاحظه اي از هارون نداشت ،بطوريكه ياران امام درباره جان ايشان نگران بودند.اما ايشان مي فرمدو:هارون هر چه مي خواهد تلاش كند او راهي بر من ندارد. همينطور هم شد،هارون تا آخر نتوانست آسيبي به امام (ع) وارد كند.حتي روزي يحيي بن خالد برمكي به هارون گفت:اين فرزند موسي بن جعفر است كه نشسته و به تبليغ خلافت و امامت خود مشغول است .هارون گفت:آيا آنچه با پدرش كرديم براي ما كافي نيست؟آيا مي خواهي همه آنان را بكشم؟(1) از جمله حوادث مهمي كه امام رضا (ع)در اين
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
مبلغ قابل پرداخت 14,200 تومان